أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

478

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

كلمات شيخ نمىكرد « 346 » تا شبى حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و إله را در خواب ديد و او را عتاب فرمود جهت انكار با شيخ . چون بيدار شد بيآمد بنزد شيخ سعدى و اعتذار نمود و طلب حلالى كرد و او را كرامات نيز بوده است و در زبان خلق مشهور است و معروف و در سال ششصد و چيزى وفات كرد « 347 » و او را در خانقاه خود دفن كردند و گوئيا به زبان من از عجز و ابتهال من ميگويند « 348 » . رهى نميبرم و چارهء نميدانم * بجز محبت مردان مستقيم احوال مگر كه صدرنشينان بارگاه قبول * نظر كنند به بيچارگان صف نعال « 349 » خاتمه پس اى برادر عزيز نظرى در احوال و افعال مقربان حضرت الله كن كه با وجود كمال مقامات و رفعت درجات در عين خجالت و محض شرم دست به حضرت كبريا برداشته‌اند و در منازل كمال عرفان نقصان بشريت خود ديده‌اند و دانسته‌اند كه انسان از نسيان مشتق است و صورت آدمى يكدمى بيش نيست پس دم از معرفت خود بسته‌اند و سر در جيب عبوديت فرو برده‌اند قد وفق بتمت الكتاب بعون الملك الوهاب و صلى الله على خير خلق الله محمد و إله « 350 » .

--> ( 346 ) - و جرى بينه و بين الامير اصيل الدين عبد الله شىء ( شد الازار ) . ( 347 ) - توفى فى سنه احدى و تسعين و ستمائه ( شد الازار ) . ( 348 ) - جها : و گوئيا به زبان من از روى عجز و ابتهال ميگويد . ( 349 ) - اين دو بيت از يكى از قصائد معروف سعدى است در پند و موعظه كه مطلع آن اين است : توانگرى نه بمال است پيش اهل كمال * كه مال تا لب گور است و بعد از آن اعمال من آنچه شرط بلاغست با تو ميگويم * تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال ( 350 ) - نسخه جها از كلمه وفق تا آخر را ندارد .